كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

299

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

آنچه را كه آنان مىديدند مىديد . الهام درونى او را در انجام اين صلح راهنمائى كرده بود ، اگرچه مسلمانان موفق به انجام مراسم حج نگرديدند . او درصدد بود به تجربه‌اى جديد دست يابد كه از حدّ تفكر و تصور حتى نزديك‌ترين يارانش هم فراتر بود ، و با اين عقب‌گرد تمام اطرافيان خود را ، از هر درجه و مقامى كه بودند ، در سكوت تنها گذارد . او در درون خود به راهى مىرفت كه به آن ايمان كامل داشت . اگرچه براى ادامه راه خود مجبور به عبور از تاريكىها بود . تا زمانى كه او از كعبه دور بود ، قبائل صحراگرد تمايلى به پيوستن به او نداشتند . او مجبور بود به آنها نشان دهد كه مسلمانان پيرو او نيز به اين مكان مقدس به همان درجه‌اى عشق مىورزند كه پدرانشان . پيمان صلح به او اجازه مىداد تا به مكان مقدس ( كعبه ) راه يابد ، و اين مىتوانست حربه‌اى بسيار حياتى عليه تبليغات جنگ باشد ، و قريش را نيز از امتياز برترى مكه بر مدينه محروم سازد . اين مسأله بخصوص در يكى از شرائط پيمان كه متذكر مىگرديد تا قبائل صحراگرد در شكستن عهد خود با قريش و پيوستن به امت آزاد باشند ، كاملا محسوس مىگردد . قبيله خزاعه ، كه با ازدواج محمد ( ص ) رابطه سببى پيدا نموده بود ، بلافاصله پس از پيمان اعلام همبستگى نمود . 12 پس از شكست قريش در مدينه ، ظاهرا منطقىترين راه حمله مجدد و نابود كردن هميشگى آنان بود ، ولى محمد ( ص ) هيچگاه چنين چيزى را نمىخواست . با برداشتن محاصره اقتصادى قريش ، او قصد داشت آنان را به يك راه‌حل مصالحه‌آميز تشويق نمايد . محمد ( ص ) در حال حركت به سوى يك راه‌حل سياسى و مذهبى بود كه از پيش نقشه معينى را براى آن طراحى ننموده بود . اين بدين معنى بود كه او هيچگاه نمىتوانست پيش‌بينى معينى را از پيش داشته باشد . او براى رسيدن به هدف هرآنچه را كه منطقى به نظر مىرسيد امتحان مىكرد . « 1 » زمانى كه او پيمان را با سهيل امضا مىنمود مىدانست كه وفادارى پيروان خود را

--> شككت فى رسالته قط مثل يوم الحديبيه » ( من هرگز مانند روز صلح حديبيه در رسالت او شك نكرده بودم ) ! ( 1 ) - آدمى از برداشت مؤلف شگفت‌زده مىشود كه يك نفر در نهايت ضعف جامعه جاهل آن روز عربستان از پيش خود و بدون هيچ برنامه مشخصى حركتى را عليه همه نظام‌ها و قوانين جامعه خود آغاز كند و برنامه‌اش روزمره و براساس آزمون و خطا بوده و بدون اتكاء به مبدأ الهى در نهايت عزم و اراده همه چيز جهان را تا به امروز متحول كرده باشد ! ! !